تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

فرهنگ مان را بِروبیم – نیازمندی مازندران | پایگاه خبری

به ساعت نگاه می کنم. ده دقیقه که به آن اضافه شود، سه ساعتی خواهد شد که در معیّت جنگل ایم. جنگلِ پُرهیاهویی که طبق روال همه تعطیلات، بسیار طالب دارد.

نیازمندی مازندران – گروه استانها – رقیه توسلی: آنقدر از همراهی سی و یک نفره مان، خوشش آمده گلی جان که آرام و قرار ندارد!

صبح جمعه است. با دوستان محیط زیستی آمده ایم به خاطرخواه ترین پارک جنگلی شهر. با کیسه های سبز و کاورهای پشت نویس شده و پنج کودک تشکّل مان، نگاه مسافران زیادی را همراه کرده ایم.

همپای گروه، پلاستیک و پارچه و شیشه و کاغذ و بطری از گوشه و کنار برمی دارم تا زمین نفس بکشد. احساس رضایت و غم دارم. می دانم زنجیره سی و یک نفره مان در برابر میلیون ها مساحت کشورم چقدر کوچک است. و زود خسته خواهد شد دست هایمان از سرخاب و سفیداب این خاک که حق اش این حجم از زباله و بی معرفتی نیست.

اما آمدم انگار تا یکجورهایی از شکیبایی این تفریحگاه تشکر کنم و در معرکه دوریزها و پسماندها بگردم و ببینم جای فرهنگ کجاست؟

اسباب بازی شکسته و پوشک و لنگه کفش و خودکار و پاکت سیگار می اندازم در کیسه و یاد قارایی ایرانگرد می افتم. یادِ این حرفش که «از طبیعت می روم بدون اینکه اثر نامطلوبی از خودم در این سرزمین بجا گذاشته باشم».

و یادِ جمله مسئول انجمن که: علاج این درد، یکی اش دیده شدن فعالیت آنانی ست که به حال و روز محیط زیست بها می دهند. رونمایی از احساس مسئولیت.

گلی، فعال ترین عضو گروه می شود. اولین نفری که کیسه اش از نامهربانی اشرف مخلوقات، پُر و گره می خورد.

به آیین و سبکی که آرام و بی صدا دارد به یک دختر هفت ساله منتقل می شود، زُل می زنم… به جمعیت حاضری که بعد نیم ساعت، برایشان تکاپوی کاورپوش ها می شود چند عدد عکس و فیلم و به تاخت می روند سراغ دلمشغولی ها و بریز و بپاش شان… به اعضای گروه که جارووار، بیرحمی همنوع شان را رتق و فتق می کنند… با آن لباس سبز پشت نویس شده که جار می زند: مادر مان، زمین را دوست بداریم!

دروغ چرا؟ به جنگل هم زُل می زنم… به جنگل فراخِ مهربان که درخت به درخت و سکانس به سکانس اش، تکاندن می خواهد از دست ما… از دست آداب ندانی ما…

در پایان، به رسم همدلی و زباله روبی چند ساعته، عکس دسته جمعی می اندازیم و در گروه که می گذاریم به خودم هم زُل می زنم. به زنی غمگین که چشم پوشی و صبر طبیعت را ندارد! و حسابی شاکی و بهم ریخته است.

  • ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • دسته